27 May 2022

قیچی‌کرده‌ها - ۲

از سال‌های دور چیزهایی را از روزنامه‌های داخلی و خارجی قیچی کرده‌ام و نگه داشته‌ام. اکنون دارم کاغذهایم را پاکسازی می‌کنم، و از آن قیچی‌کرده‌ها هر چیز دندان‌گیری یافتم، به‌تدریج این‌جا می‌گذارم.

پشتیبانی از توده‌ای‌ها به شیوه‌ی «پراودا»، به نقل از منابع غربی، برای این که «لکه»ای بر دامان خودشان ننشیند!

منع کشتار
پاریس، ۲۳ [ژوییه]، تاس.
خطری مرگبار جان احسان طبری، یکی از رهبران نام‌آشنای حزب توده ایران را تهدید می‌کند. این ‏فیلسوف، جامعه‌شناس، و نویسنده‌ی معروف مدتی طولانی در نهانگاه به‌سر برد و مبارزه بر ضد رژیم ‏شاه را ادامه داد. احسان طبری یک سال پیش هنگامی که پی‌گرد حاکمیت کنونی بر ضد حزب توده ‏ایران به اوج خود رسید، دستگیر شد. «اومانیته دیمانش» [فرانسه] می‌نویسد که پس از اعمال شکنجه و فشارهای روانی بر این عضو فعال و ۷۷‌ساله‌ی ‏حزب، «اعترافات» او را در یک برنامه‌ی صحنه‌سازی شده از ‏تلویزیون نشان دادند.‏

‏«اومانیته دیمانش» می‌نویسد که پافشاری حاکمیت ایران در مجازات احسان طبری که بیمار است و ‏دو حمله‌ی قلبی را از سر گذارنده، نشان می‌دهد که همه‌ی مبارزانی که برای ایجاد ‏دموکراسی پایدار در کشور خود جان‌فشانی می‌کنند، با چه فشارها و پی‌گردهایی رو در رو هستند. ‏این روزنامه همگان را فرا می‌خواند که جان این رهبر حزب توده ایران را از مرگ نجات دهند و آزادی ‏بی‌درنگ او، و همچنین آزادی همه‌ی زندانیان سیاسی را خواستار شوند.‏

21 May 2022

بدرود ونجلیس

هفدهم ماه می ۲۰۲۲ آهنگساز بزرگ یونانی ونجلیس ‏Vangelis‏ (اوانجلوس اودیسه‌آس پاپاتاناسیو)، ‏زاده‌ی ۱۹۴۳، یکی از بزرگ‌ترین سرایندگان موسیقی الکترونیک، هم‌طراز با ژان‌میشل ژار، از جهان ‏رفت.‏

من نخستین بار با فیلم «بلید رانر» ‏Blade Runner‏ با نام او آشنا شدم، و معلوم شد که پیش از آن ‏موسیقی او را می‌شناخته‌ام، چه اثر دیگری از او را بسیار شنیده‌بودم، بی آن‌که بدانم سراینده‌اش ‏کیست!‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

18 May 2022

قیچی‌کرده‌ها - ۱

از سال‌های دور چیزهایی را از روزنامه‌های داخلی و خارجی قیچی کرده‌ام و نگه داشته‌ام. اکنون دارم کاغذهایم را پاکسازی می‌کنم، و از آن قیچی‌کرده‌ها هر چیز دندان‌گیری یافتم، به‌تدریج این‌جا می‌گذارم.

نخستین آن‌ها:

توضیح درباره‌ی کتاب «خاطرات ایرج اسکندری»

در مقدمه‌ی کتاب «خاطرات ایرج اسکندری» (مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ۱۳۷۲، ص ۴۴) در شرح چگونگی تدوین اثر فوق آمده‌است: «پس از درگذشت اسکندری و تعمیق بحران در بقایای حزب توده [ایران]، امیرخسروی و آذرنور تصمیم به انتشار این گفت‌وگوها گرفتند. متن نوارها... پیاده شد و توسط شیوا فرهمند راد... تنظیم شد.»

در معرفی مندرج در روزنامه اطلاعات (مورخ ۱۳۷۲/۹/۱)، توضیح فوق منعکس گردید. در پی درج این مطلب، آقای شیوا فرهمند راد طی ارسال نامه‌ای از سوئد اعلام داشته‌است که ایشان «هیچ‌گونه نقشی در فراهم‌آیی کتاب خاطرات ایرج اسکندری نداشته و... زحمت این کار را کسان دیگری کشیده‌اند.»

(روزنامه اطلاعات ۱۳۷۲/۱۱/۲۰، شماره ۲۰۱۲۹)

09 May 2022

از جهان خاکستری - ۱۲۵

تنهایی در حضور دیگران

در حاشیه‌ی جشن پر شور پایان دادگاه آن جلاد گوهردشت، که حتی از آوردن نامش اکراه دارم، ‏ایستاده‌ام. جمع بزرگی آن وسط با آهنگی تند می‌رقصند. این‌ها جمع کم‌وبیش ثابتی هستند که در ‏اغلب مراسم مشابه دیده می‌شوند؛ چند نفر بیشتر، چند نفر کم‌تر.‏

تماشای رقص را دوست دارم، اما خود چندان اهل رقص نیستم. آشنایانی به سویم می‌آیند، یا خود ‏به‌سوی آشنایانی می‌روم؛ از زن و مرد. سلام و احوال‌پرسی، و گاه گشودن آغوش. گپی می‌زنیم، ‏و هر کس به سویی می‌رود، و باز تنها ایستاده‌ام.

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

02 May 2022

بدرود استاد مردمی


خبر رسید که استاد محبوب دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر) در دهه‌ی ۱۳۵۰ و سال‌های پس از آن، دکتر ناصر نفری، از ‏جهان رفته‌است.‏

او در سال ۱۳۵۱ استاد فیزیک ۲ من بود؛ استادی بسیار دانشمند و توانمند، که در کلاس درس ‏می‌توانست با دانشجویان ارتباطی خوب برای انتقال دانش‌اش برقرار کند. او بر خلاف بسیاری ‏استادان دیگر که خود را «می‌گرفتند» و اجازه نمی‌دادند دانشجویان به آنان نزدیک شوند، بیرون از ‏کلاس نیز ارتباطی در سطحی برابر با دانشجویانش برقرار می‌کرد: بسیار «خاکی» و «مردمی».‏

او در بسیاری از برنامه‌های کوهنوردی دانشجویان شرکت می‌کرد، و من نیز در چند برنامه با او و ‏دوستانم هم‌نوردی کردم. رفتار دکتر ناصر نفری در طول آن برنامه‌ها هم هیچ تفاوتی با دیگر ‏هم‌نوردان نداشت، و هیچ‌گونه مرز استاد – شاگردی در رفتار او احساس نمی‌شد.

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

20 April 2022

هفت‌تیری با دسته‌ی عاج سفید


چندی پیش بر پایه‌ی اسناد شوروی (سابق) و جمهوری دموکراتیک آلمان (سابق) شرح سفر دبیر اول حزب توده ایران نورالدین کیانوری را از تهران به برلین و مسکو (در سال ۱۳۵۸)، و تقاضای تحویل تسلیحات از اتحاد شوروی به ‏شبکه‌ی مخفی حزب توده ایران، در سه بخش نوشتم (بخش ۱، بخش ۲، بخش ۳). بهمن زبردست بر پایه‌ی همان اسناد، همان ‏موضوع را از دیدگاهی دیگر و به شکلی گسترده‌تر نوشته، که در مجله‌ی «نگاه نو» (داخل) منتشر شده (شماره ۱۳۲، زمستان ۱۴۰۰). ‏با اجازه‌ی نویسنده آن را این‌جا بازنشر می‌کنم.

‏(بخشی از کتاب در دست انتشار اسناد محرمانه‌ی حزب توده ایران، نوشته‌ی بهمن زبردست)

شاید نسل امروز تعجب کنند اگر بشنوند در جریان کارزارهای انتخابات اولین دورۀ ریاست‌جمهوری (۱۳۵۸)، که حزب ‏جمهوری اسلامی و جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم حامی حسن حبیبی بودند ‏ و جامعۀ روحانیت مبارز تهران از ‏ابوالحسن بنی‌صدر حمایت می‌کرد، حزب تودۀ ایران حامی حسن حبیبی بود.[۱] این پرسش که حزب تودۀ ایران در هواداری از ‏آنچه خط امام می‌نامید، چه‌قدر صادق بود، با گذشت نزدیک به چهار دهه، هنوز محل بحث است. با توجه به انتشار اسناد ‏محرمانۀ درخواست اسلحه توسط دبیراول این حزب از مقامات شوروی، که مرکز ویلسون آن‌ها را ترجمه و در فضای ‏مجازی منتشر کرده، نظری اجمالی به آن اسناد می‌اندازیم.

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

24 March 2022

کاسه‌ی داغ‌تر از آش؟

می‌پرسند و می‌پرسند. زخم‌زبان می‌زنند و کنایه می‌زنند و تمسخر می‌کنند، که چرا هیچ نمی‌گویی ‏از جنگ؟

چه بگویم؟ مگر نمی‌دانید که از جنگ بیزارم؟ کدام انسان دارای احساس هم‌دردی‌ست که حتی ‏زمین خوردن انسانی دیگر را ببیند و دلش به‌درد نیاید، که ندود به سوی او تا کمکش کند؟

من هم یکی از کسانی هستم که از کودکی، پیش از آن‌که بدانم ایدئولوژی چیست و سوسیالیسم ‏کدام است، همواره جانب مظلومان و ستم‌دیدگان بوده‌ام. و برای آن که دراز نگویم و به جنگ برسم:

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

10 February 2022

شعری به‌زبان صدا

امروز توی رادیوی سوئد بودم. خانم مجری برنامه می‌گوید: «ما همینطور داریم به موسیقی ‏‏«خیلی» کلاسیک گوش می‌دهیم، و تو کار خوبی کردی، شیوا، که زنگ زدی.» و سپس صدای مرا ‏پخش می‌کند، که می گویم:‏

می‌خواستم قطعه‌ای از یاساشک ‏Michal Jacaszek‏ بشنوم که آلات موسیقی دوران باروک را با ‏مقداری صداهای الکترونیک و خرخر و اعوجاج مخلوط می‌کند، طوری که گویی دارید با یک رادیوی ‏موج کوتاه قدیمی به یک ایستگاه دوردست گوش می‌دهید. اینطوری احساس نوستالژی [و نه ‏نوستالوژی!] ایجاد می‌کند.‏

سپس قطعه‌ی ‏Dare Gale‏ را از او پخش می‌کنند.

تا سی روز وقت دارید که در این لینک چند سطر ‏بالاتر از تصویر خانم مجری کلیک کنید، سپس «نوار» را تا دقیقه‌ی ۵۸:۲۰ جلو بکشید و گوش بدهید. ‏به‌گمانم در سراسر جهان می‌توان به آن گوش داد. وگرنه خیلی وقت پیش هم درباره‌ی آن آلبوم و ‏آثار آن آهنگساز نوشته‌ام و نمونه‌هایی را در این نشانی می‌یابید.‏

12 January 2022

نقشی زیبا بر لکه‌ای سپید

درباره‌ی کتاب «تاریخچه گروه منشعب» (نگاهی از درون به سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران)
نوشته‌ی بهمن تقی‌زاده

تاریخچه‌ی گروه منشعب کتابی دیگر است در زمینه‌ی تاریخ جنبش «چپ» ایران (نشر نی، چاپ اول، تهران ۱۴۰۰) ‏که جایش خالی بود. نویسنده به‌خوبی و به‌درستی نشان می‌دهد که بسیاری از نویسندگان ‏تاریخچه‌ی جنبش «چپ» ایران، و به‌ویژه تاریخچه‌ی سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، همواره ‏جریان این انشعاب از سازمان را، که یکی از معدود گروه‌های سالم‌مانده پس از ضربه‌ی مرگبار ‏ساواک به سازمان در تیرماه ۱۳۵۵ بود (شاخه‌ی اصفهان هم سالم مانده‌بود)، دور زده‌اند و از کنار آن ‏با سکوت گذشته‌اند. تقی‌زاده می‌نویسد که «تقریباً تمامی کسانی که با پیشینه‌ی چریک فدایی یا ‏بدون آن به دلیلی به تاریخ سازمان پرداخته‌اند، هر چند به‌ظاهر از روی بی‌اطلاعی، یا «گروه منشعب ‏از سازمان چریک‌های فدایی خلق» را به‌کلی نادیده گرفته‌اند یا کمیت آن را کم‌تر از واقع اعلام ‏کرده‌اند یا آن را در انشعاب مقصر جلوه داده‌اند یا در اعلام انشعاب عجول دانسته‌اند، یا انشعاب را ‏ناشی از «ضربات و فشارهای»ی رژیم یا منشعبین را مترصد «پذیرش مشی حزب توده» اعلام ‏کرده‌اند، اما هیچ‌یک به تحولات فکری که به پیدایش آن منجر شد و جزیی ناگسستنی از تاریخ ‏تحولات سازمان چریک‌های فدایی خلق است نپرداخته‌اند.»[ص ۱۶]

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

08 December 2021

بدون صغری و کبری، اما

دوستانی خبر دادند که آقای علی مرادی مراغه‌ای مترجم خاطرات غلام‌یحیی دانشیان با عنوان ‏‏«خشم و هیاهوی یک زندگی...» که من نقد «صغری و کبرای یک تومور تحمیلی» را بر آن نوشتم، ‏در تلگرام پاسخی بر آن نقد نوشته‌اند، و متن «پاسخ» را برایم فرستادند (من در تلگرام حضور ‏ندارم).‏

ایشان می‌نویسند: «به نظرم نوشته ایشان [یعنی من] بجای اینکه به یک نقد فرهنگی شباهت ‏داشته باشد بیشتر به دلایلی که خواهیم دید خشمگینانه، شمشیر از رو بستن برای تخریب این ‏قلم بوده. به همین خاطر، این یک صفحه تلگرامی در پاسخ نقد مطول [کذا] ایشان به نظرم کفایت ‏می‌کند.‏ اول: کتابِ من در 1388ش منتشر شده و سپس دهسال بعد در 1398ش ویرایش گردیده و بسیاری ‏از اغلاط تایپی و ویراستاری و همچنین برخی اسامی افراد... تصحیح گردیده اما آقای فرهمندراد ‏ترجیح داده همان چاپ اول کتاب را که مربوط به 12سال پیش بوده نقد کند! و توجه نکرده که ‏همیشه آخرین نقطه نظرات و آخرین دیدگاه‌های یک مترجم یا نویسنده باید مدنظر قرار بگیرد. آیا ‏ایشان از این مسئله اطلاع نداشته یا عمدا چنین کرده؟!»

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏