نشستهام، زنجیرشده به دستگاه دیالیز. خون از سرخرگ بازویم از راه یک سوزن به قطر ۲ میلیمتر، و سپس لولهای پلاستیکی جاریست، به داخل دستگاه میرود، به کمک یک پمپ از فیلتری عبور میکند، که جریان آب و مواد شیمیایی از همان فیلتر در جهت خلاف جریان خون باید مواد زاید را از خونم جذب کند و در فاضلاب بریزد. پس از آن خون از راه لولهای دیگر و سوزنی مشابه به سیاهرگ بازویم بر میگردد.
تنها هستم، در خانه. دستگاه را در خانه برایم نصب کردهاند. خودم این سوزنها را در سرخرگ و سیاهرگم فرو میکنم، و خودم همهی کارهای فنی و پزشکی دیالیز را انجام میدهم. در طول بیش از یک سال گذشته، یک روز در میان کارم همین بوده. با مقدمات و مؤخرات، هر بار نزدیک ۷ ساعت زنجیری این دستگاه هستم. با این حال کارم را نیمهوقت ادامه دادهام.