19 August 2012

تورکوها - 2

ایرانوش

از قلعه پایین می‌آییم، سوار ماشین می‌شویم و به‌سوی اسکله‌ی بهرام یا آسوس می‌رانیم که جایی ‏در ساحل آن‌سوی قلعه است. دو کیلومتر بیشتر نرانده‌ایم که به کوچه‌های تنگ و سنگفرش آبادی کنار ‏دریا می‌رسیم. این‌جا ساختمان‌های سنگی قدیمی هست که بیشتر خانه‌های مردم است و برخی را ‏به شکل دکان و رستوران و هتل در آورده‌اند. از این‌جا کشتی‌های ماشین‌بر بین بهرام‌قلعه و جزیره‌ی ‏یونانی لسبوس ‏Lesbos‏ که بسیار نزدیک است و از همان‌جا دیده می‌شود، رفت‌وآمد می‌کنند. کوچه‌ها ‏پاکیزه، اما تنگ است و در جاهایی باید ایستاد تا ماشین روبه‌رویی بیاید و عبور کند. یافتن جایی برای ‏گذاشتن ماشین دشوار است. کوچه‌های پیچ‌درپیچ را دنبال می‌کنم. از میان خانه‌ها از تپه‌ای بالا ‏می‌رویم، و از آن‌سوی تپه بار دیگر به‌سوی ساحل سرازیر می‌شویم.‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

14 August 2012

‏"زبان محلی"؟

بی‌بی‌سی فارسی: "یکی دیگر از مشکلات مردم مناطق زلزله زده تفاوت زبانی است، به گفته این‎ ‎خبرنگار از ‏آنجائیکه زلزله زدگان به زبان محلی صحبت می‌کنند، خبرنگاران‎ ‎نمی‌توانند به راحتی مشکل آنها را منتقل کنند."‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

11 August 2012

تورکوها - 1

پس از شش هفت سال بی‌آفتابی، از باران‌های بی‌وقفه‌ی تابستان استکهلم گریختم و هفته‌ای در ‏ترکیه بودم. پیش‌تر یادداشت‌های سفر ایرلند را "دابلینی‌ها" نامیدم، و اکنون به همان قیاس، این ‏یادداشت‌ها را "تورکو‌ها" می‌نامم. تورکو ‏Türkü‏ دو معنا دارد: 1- ترکی؛ 2- نغمه‌های فولکلوریک ترکیه.‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

15 July 2012

آرش - 108

تازه‌ترین شماره مجله‌ی آرش منتشر شد. تم اصلی این شماره "نقش سند در تاریخ‌نویسی و ‏تاریخ‌سازی"ست، و نوشته‌ای از من نیز در آن درج شده‌است با عنوان «حزب توده‌ی حیدر علی‌یف، یا ‏کمدی‌نویسی اطلاعاتچی‌های جمهوری اسلامی به نام تاریخ». این نقدی‌ست بر تنها یک نکته و یکی ‏از ستون‌های اصلی کتاب عبدالله شهبازی «حزب توده از شکل‌گیری تا فروپاشی». آن کتاب از جمله بر ‏این ادعا استوار شده‌است که حیدر علی‌یف رهبر پیشین جمهوری آذربایجان و پدر رئیس جمهوری ‏کنونی آن، بینانگذار حزب توده ایران و از آغاز تا انجام همه‌کاره‌ی آن بوده‌است!‏

در این شماره نقدهایی پیرامون کتاب خاطرات پرویز ثابتی «در دامگه حادثه» نیز درج شده است. مطالب ‏این شماره به شرح زیر است:‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

09 July 2012

شعرهایی به زبان صدا

دو هفته پیش که درباره‌ی یک برنامه‌ی رادیویی نوشتم و به دو نمونه از کارهای هنرمند ‏لهستانی یاساشک ‏Jacazsek‏ پیوند دادم، هنوز نمی‌دانستم چه گنجینه‌ای یافته‌ام. هر چه ‏بیشتر به ساخته‌های او گوش می‌دهم، بیشتر در عمق آن‌ها فرو می‌روم.‏

اگر موسیقی بسیار بسیار آرام دوست دارید، ساخته‌های او را از دست ندهید. پیداست که او ‏نیز برای صدا اصالت قائل است و آن را ذره ذره مزمزه می‌کند؛ با صدا شعر می‌سراید. ‏بکوشید که ریزترین و دورترین صداها را نیز بشنوید - در صورت امکان با گوشی و با صدای بلند گوش دهید. نخست این سوگواره را گوش دهید، و ‏سپس دیگر آثار او: 1، 2، 3، 4، 5، و...‏

02 July 2012

دانش اسلامی

تازه‌ترین ترجمه‌ام با همین عنوان، که معرفی دو کتاب است، در سایت پرسیران منتشر شده‌است.‏

صفحه‌ی نخست سایت.‏
نشانی ترجمه.‏

24 June 2012

En bra Ström‏ "جریان" خوب ‏

Onsdagen den 20 juni råkade jag höra två godbitar i programmet Ström i P2: Den ena skapad av ‎Jonsson/Alter, två svenska konstnärer som bor i Berlin, och den andra av polska konstnären Jacaszek. ‎Missa inte dessa om ni tycker om elektronisk musik. De första har skapat en ny typ av ”house”, och den ‎andra gör elektronisk musik i barock stil.‎

hit, starta programmet från den 20 juni, och lyssna från 3:40 till 23:40 och från 39:40 till slutet. ‎Programmet finns tillgängligt tom den 20 juli. Men annars finns många verk av dessa konstnärer även i ‎You Tube. Sök bara deras namn. ‎متن فارسی را در ادامه بخوانید

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

17 June 2012

از جهان خاکستری - 73‏

آزاده‌جان، سلام!‏

اجازه بده دیگر زهر مار نگویم، زیرا به‌فرض اگر هم که تو سلام گفته‌بودی، من بودم که می‌باید می‌گفتم ‏‏"سلام و زهر مار"! ولی حالا، کار نداریم. تو سلامی و کلامی نگفته‌ای. من همین‌طور نامه نوشته‌ام و ‏جواب که هیچ، یک کلمه احوال‌پرسی هم از سوی تو نیامده. ولی من هنوز گوش شنوایی برای درد ‏دل‌هایم ندارم و چاره‌ای ندارم جز آن‌که بنویسم و برای تو بفرستم. برای دیوار که نمی‌توانم بنویسم! ‏بگذریم از این که تو سال‌هاست که دیگر فرقی با دیوار برایم نداشته‌ای. ولی، حالا، فرض می‌کنیم که تو ‏دیوار نیستی و یک جو احساس هنوز در وجودت هست.‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

11 June 2012

می‌دونی؟

تقدیم به ممی

چند وقتی بود که شایعات خیلی قوی شده‌بود که می‌خوان گروه بزرگی رو آزاد کنن. بعد از اومدن و ‏رفتن بازرس‌های صلیب سرخ جهانی و عفو بین‌المللی هم که دیگه اوضاع زندان‌ها حسابی شل و ول ‏شده‌بود: روزنامه می‌دادن، ورود همه جور کتاب آزاد شده‌بود، میوه می‌دادن، ملاقات آزاد شده‌بود، ‏داخل بندها و توی حیاط دیگه هیچ پاسبونی نبود، گروه‌های توی زندان هی با هم جلسه می‌ذاشتن، ‏توی حیاط هم که راه می‌رفتن مدام با هم پچ‌پچ می‌کردن... خلاصه، همه چیز یهو عوض شده‌بود.‏

دنباله (کلیک کنید) ‏Read more…

03 June 2012

ناظم حکمت 110

سرانجام فرصتی یافتم، نوشته‌ی قدیمیم "ابعاد جهانی یک شاعر" را بازنگری و ویرایش کامل کردم و ‏غلط‌هایش را درست کردم. آن نوشته با توضیحی تازه در این نشانی منتشر شده‌است.‏