* ۱۲۸۵: بریتانیا و روسیه ایران را از جنوب و شمال اشغال کردند و کشور را به مناطق نفوذ خود تقسیم کردند.
* تیر ۱۲۸۷ بریگاد قزاق به فرماندهی لیاخوف روس نخستین مجلس شورای ملی را به توپ بست و «استبداد صغیر» آغاز شد.
* مأموران بریتانیایی پس از یک کودتا، رضا خان را در آذر ۱۳۰۴ بر تخت سلطنت نشاندند.
* در شهریور ۱۳۲۰ بریتانیاییها رضا شاه را از سلطنت خلع و تبعید کردند. ارتش بریتانیا از جنوب و ارتش شوروی از شمال بار دیگر ایران را اشغال کردند. بریتانیا محمدرضا پسر رضا شاه را بر تخت سلطنت نشاند.
* در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ محمدرضا شاه زیر فشار مردم و نخستوزیر مصدق از کشور گریخت و به ایتالیا رفت.
* بریتانیا و امریکا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران دست به کودتا زدند و محمدرضا شاه را به سلطنت برگرداندند.
* چهار کشور بزرگ: فرانسه، بریتانیا، امریکا، و آلمان فدرال در دیماه ۱۳۵۷ در گوادلوپ نصمیم گرفتند که دیگر از محمدرضا شاه پشتیبانی نکنند و «بر سر عبور از محمدرضا شاه به دلیل عدم کارایی، جهت حفظ منافع غرب و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی» در ایران و منطقه و تکمیل «کمربند سبز» (اسلامی) در جنوب اتحاد شوروی، توافق کردند. در نتیجه راه برای پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و رهبری آیتالله خمینی و رژیم اسلامی ولایت فقیه او در ایران باز شد.
* ۹ اسفند ۱۴۰۴: امریکا و اسراییل محل اقامت رهبر وقت ایران، آیتالله خامنهای را بمباران کردند و او را کشتند. گروههایی از مردم در پی کشته شدن دیکتاتور خونخوار و دشمن مردم در خیابانها به رقص و پایکوبی پرداختند، بهحق. این بار از برگرداندن رضا پهلوی، پسر محمدرضاشاه، با کمک اسراییل و امریکا، به رهبری در ایران سخن میرود.
زخم و تراوما و سَندرُم کودتای بریتانیایی – امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هنوز از جسم و جان مردم ایران ناپدید نشده. اکنون، فردای رقص و پایکوبی و شادمانی از نابودی دیکتاتور خامنهای، چشم بر این واقعیت غمانگیز میگشاییم که «دخالت بشردوستانه» و بمبارانهای اسراییل و امریکا بار دیگر ویرانهای برای مردم ایران باقی گذاشتهاند، و زخم و تراومایی بزرگتر و عمیقتر از ۲۸ مرداد ۳۲ در جان مردم، و سَندرُمی تازه، با رؤیای رسیدن به پای کرهٔ جنوبی!
یک بار دیگر مرور کنیم این تاریخچه را: بیگانگان هستند که برای ما شاه و رهبر و آقابالاسر میآورند و میبرند. تا کی باید بیگانگان از همه سو بر سر ما بکوبند و زیر چکمههایشان لگدکوبمان کنند؟ کی کمر راست میکنیم؟ کی بهخود میآییم؟
* تیر ۱۲۸۷ بریگاد قزاق به فرماندهی لیاخوف روس نخستین مجلس شورای ملی را به توپ بست و «استبداد صغیر» آغاز شد.
* مأموران بریتانیایی پس از یک کودتا، رضا خان را در آذر ۱۳۰۴ بر تخت سلطنت نشاندند.
* در شهریور ۱۳۲۰ بریتانیاییها رضا شاه را از سلطنت خلع و تبعید کردند. ارتش بریتانیا از جنوب و ارتش شوروی از شمال بار دیگر ایران را اشغال کردند. بریتانیا محمدرضا پسر رضا شاه را بر تخت سلطنت نشاند.
* در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ محمدرضا شاه زیر فشار مردم و نخستوزیر مصدق از کشور گریخت و به ایتالیا رفت.
* بریتانیا و امریکا در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران دست به کودتا زدند و محمدرضا شاه را به سلطنت برگرداندند.
* چهار کشور بزرگ: فرانسه، بریتانیا، امریکا، و آلمان فدرال در دیماه ۱۳۵۷ در گوادلوپ نصمیم گرفتند که دیگر از محمدرضا شاه پشتیبانی نکنند و «بر سر عبور از محمدرضا شاه به دلیل عدم کارایی، جهت حفظ منافع غرب و جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی» در ایران و منطقه و تکمیل «کمربند سبز» (اسلامی) در جنوب اتحاد شوروی، توافق کردند. در نتیجه راه برای پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ و رهبری آیتالله خمینی و رژیم اسلامی ولایت فقیه او در ایران باز شد.
* ۹ اسفند ۱۴۰۴: امریکا و اسراییل محل اقامت رهبر وقت ایران، آیتالله خامنهای را بمباران کردند و او را کشتند. گروههایی از مردم در پی کشته شدن دیکتاتور خونخوار و دشمن مردم در خیابانها به رقص و پایکوبی پرداختند، بهحق. این بار از برگرداندن رضا پهلوی، پسر محمدرضاشاه، با کمک اسراییل و امریکا، به رهبری در ایران سخن میرود.
زخم و تراوما و سَندرُم کودتای بریتانیایی – امریکایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هنوز از جسم و جان مردم ایران ناپدید نشده. اکنون، فردای رقص و پایکوبی و شادمانی از نابودی دیکتاتور خامنهای، چشم بر این واقعیت غمانگیز میگشاییم که «دخالت بشردوستانه» و بمبارانهای اسراییل و امریکا بار دیگر ویرانهای برای مردم ایران باقی گذاشتهاند، و زخم و تراومایی بزرگتر و عمیقتر از ۲۸ مرداد ۳۲ در جان مردم، و سَندرُمی تازه، با رؤیای رسیدن به پای کرهٔ جنوبی!
یک بار دیگر مرور کنیم این تاریخچه را: بیگانگان هستند که برای ما شاه و رهبر و آقابالاسر میآورند و میبرند. تا کی باید بیگانگان از همه سو بر سر ما بکوبند و زیر چکمههایشان لگدکوبمان کنند؟ کی کمر راست میکنیم؟ کی بهخود میآییم؟


