بازداشت‌های غیر قانونی را پایان دهید!‏

همه‌ی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!‏

-----------------------------------------------------

20 May 2012

برادر، زندگی زیباست!‏

این روزها جایی به نام ناظم حکمت (1963 – 1902) برخوردم و با شرمساری یادم آمد که در ژانویه‌ی ‏گذشته سرم آن‌قدر گرم کارهای دیگر بوده که به مناسبت صد و دهمین زادروز این بزرگترین شاعر مورد ‏علاقه‌ام یادی از او نکرده‌ام. یا شاید هرگز برای یاد کردن از او دیر نیست؟ و چه یاد کردنی بهتر از گوش ‏دادن به متن کامل "اوراتوریوی ناظم" سروده‌ی فاضل سای، که اکنون در این نشانی در دسترس است. ‏‏(عکس آرامگاه ناظم حکمت در مسکو. برای تصویر بزرگ‌تر روی آن کلیک کنید)‏

اوراتوریو اثری‌ست با مایه‌های دینی یا دنیوی که برای گروه کر، تک‌خوانان، و ارکستر نوشته می‌شود. ‏اوراتوریوی ناظم شعرخوانی بی‌همتای گنجو ارکال را نیز به همراه دارد. نزدیک چهار سال پیش تکه‌هایی از این اوراتوریو را ‏معرفی کرده‌ام، و اکنون متن کامل آن را، با زیرنویس انگلیسی، در نشانی بالا می‌توان دید و شنید، و در ‏پایان نیز نزدیک به ده دقیقه گفت‌وگو با آهنگساز آن فاضل سای است.‏

در زندگینامه‌ی ناظم حکمت در ویکی‌پدیای انگلیسی ترجمه‌ی برخی از معروف‌ترین شعرهای او (که در ‏اوراتوریو هم خوانده می‌شوند) موجود است. آن‌جا گفته می‌شود که برخی خوانندگان نامدار امریکایی ‏همچون جون بائز و پل رابسون نیز شعرهایی از ناظم را به ترانه خوانده‌اند.‏

من هم تکه‌هایی از شعرهای او را ترجمه کرده‌ام که در این و این نشانی موجود است. همچنین ده ‏سال پیش، به مناسبت صدمین زادروز او مطلبی به ترجمه و اقتباس من در مجله‌ی "نگاه نو" که در ‏داخل چاپ می‌شود، منتشر شد. این نوشته را از برگ‌های گوناگون کتابی به زبان آذربایجانی برگرفته و ‏ترجمه و تألیف کرده‌ام، اما به تدریج دانستم که مترجم آن از روسی به آذربایجانی غلط‌های فاحشی ‏مرتکب شده‌است (از جمله رقمی که درباره مدت زندان ناظم نوشته شده، باید دوازده باشد، و نه ‏نوزده). زمانی در آینده باید بنشینم و شعرها و فاکت‌های آن را با اصل ترکی شعرها و زندگینامه ناظم ‏حکمت مقابله و بازنویسی کنم. من خود نیز در درک مصرعی از شعر ناظم در این نوشته‌ام سخت در ‏اشتباه بوده‌ام و آن را "زنده ماندم که بگوبم" ترجمه کرده‌ام، حال آن‌که داستان چیز به‌کلی دیگریست: ‏ناظم در شعری با عنوان "نامه به کمال طاهر" (در اوراتوریو خوانده می‌شود) می‌گوید:‏

این جهان [در آینده‌ی دور] به سردی خواهد گرایید
‏...‏
تو باید آن‌قدر جهان را دوست بداری
که از هم‌اکنون برای آن سوگواری کنی
و این غصه را تاب آوری
اگر می‌خواهی ادعا کنی که "زندگی کردم".‏

***
همه‌ی شمایانی را که:‏
داغ دوری از وطن دارید؛
می‌خواهید بدانید "خائن" یعنی چه؛
نمی‌خواهید نعش آزادی بر دوش به دنبال تانک‌ها روان شوید؛
از سلاح‌های کشتار جمعی بیزارید؛
صلح را و خنده‌ی کودکان را دوست می‌دارید؛
می‌خواهید بدانید زندگی از دیدگاه یک سنجاب چگونه است؛
می‌خواهید معنی فقر و گرسنگی را بدانید؛
شادمانید از این که سوسیالیست‌ها در فرانسه روی کار آمدند و کمونیست‌ها در یونان بیشتر رأی آوردند؛
می‌خواهید بدانید که من اگر نسوزم، و تو اگر نسوزی، چه می‌شود؛
درد بسیار دارید و همدردی نمی‌یابید...

... فرا می‌خوانم که نخست نوشته‌ام را به مناسبت صدمین زادروز ناظم حکمت و سپس دیگر نوشته‌ها را ‏بخوانید، و آنگاه اوراتوریوی ناظم را ببینید (دگمه‌ی بزرگ کردن پرده را بزنید و تصویر بزرگ را تماشا کنید).‏ و من عاشق شانه‌ها و بازوان خانم زحل اولجای هستم که هنگامی‌که می خواند، شکل قلب را می‌سازند!‏

در این نشانی نیز نخست صدای خود ناظم را می‌شنوید، و سپس جون بائز ترانه‌ی او را به ترکی ‏می‌خواند.‏

عنوان این نوشته نام تنها رمانی‌ست که ناظم حکمت نوشت، و به فارسی نیز ترجمه شده‌است.

پی‌نوشت: غلط‌های بی‌شمار نوشته‌ای را که در بالا نام بردم، درست کردم و اکنون متن ‏تصحیح‌شده در همان نشانی موجود است.‏‏

6 comments:

محمد ا said...

با تشکر فراوان. عنوان شعر آخر که آوردید چیست؟ شعر نامه به کمال طاهر را پیدا کردم و این شعر ادامه آن نیست. م

Shiva said...

محمد گرامی، گویا نامه هایی به کمال طاهر مجموعه‌ای از شعرهای حکمت است. آن شعر درباره‌ی سرد شدن زمین در فوریه 1948 و از ‏زندان برای کمال طاهر نوشته شده‌است. متن انگلیسی آن را در بیوگرافی ناظم در ویکی‌پدیا، که لینکش را داده‌ام، می‌یابید. یا شاید منظورتان ‏تکه‌ای از نوشته‌ی من است که با عبارت "همه‌ی شمایانی را که" آغاز می‌شود؟ در این صورت باید بگویم که آن بخش نوشته‌ی خود من است ‏و تکه‌هایی که در هر سطر نقل کرده‌ام، از شعرهای گوناگون ناظم است که در نوشته‌ی من به مناسبت صد سالگی او وجود دارند، و در ‏اوراتوریو نیز خوانده می‌شوند.‏

محمد ا said...

ممنون از توضیحتان. منظورم همان "همه شمایانی" بود. کلی در اینترنت گشتم ولی پیدا نکردم. کار قشنگی از کار درآمده. باز هم متشکرم، م

Anonymous said...

A film about Sharif/Arihmar University. I thought is of interest to you.
Regards,

Behrouz

http://www.gooya.com/external/www.lenziran.com/2012/05/alberta-heritage-a-documentary-about-brain-drain-of-sharif-university/

shohreh said...

It is about the movie--Miras Alberta
http://www.youtube.com/watch?v=IHeet1PmBuI&feature=share

Anonymous said...

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2012/06/120601_l41_ata_safavi_obituary.shtml