بازداشت‌های غیر قانونی را پایان دهید!‏

همه‌ی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!‏

-----------------------------------------------------

25 August 2015

حماسه‌های شفاهی آسیای میانه - 3‏

(ادامه‌ی پیش‌گفتار)‏

لازم است که سخنی چند درباره‌ی سازهای موسیقی رایج در میان ترکان نیز بگویم، هرچند که من ‏تنها به یک یا دو نمونه از متداول‌ترین آن‌ها می‌توانم بپردازم. واضح است که برای همراهی ‏روایت‌های منظوم گونه‌هایی از سازهای زهی را فراوان به‌کار می‌برند. پیشرفته‌ترین این سازها شاید ‏چاتیغان ‏chatigan‏ (یا جدیگن ‏jädigän‏) است [هفت‌تار قازاخی به‌نام ژتی‌گن ‏jetigen‏ (ژتی = هفت، ‏گن = آهنگ)، و جاداغان ‏jadagan‏ سیبری، و نام‌های مشابه در جاهای دیگر].‏

دیرتر به میزان دلبستگی قبیله‌های ساگایی‌ به چاتیغان و بی‌میلی‌شان برای فروش آن خواهم ‏پرداخت. این ساز چیزی‌ست شبیه به گونه‌ای قانون و ساخته شده‌است از یک قوطی استوانه‌ای یا ‏مکعب مستطیلی بدون روکش. گاه آن را با خالی کردن درون تکه چوبی یک‌پارچه می‌سازند. دهانه‌ی ‏باز آن را به‌طرف پایین قرار می‌دهند و تارها را بر پشت آن نصب می‌کنند. چاتیغان‌های امروزی پنج تا ‏هشت تار دارند،(1) اما شاید در گذشته ساز پر شکوه‌تری بوده، زیرا که در سروده‌ها همواره آن را ‏‏"چاتیغان چهل‌تار" می‌نامند. چاتیغانی که چاپلیسکا از سیبری با خود آورد هم‌اکنون در موزه‌ی پیت ‏ریورز ‏Pitt – Rivers‏ آکسفورد نگهداری می‌شود. این نمونه(2) شش تار فلزی دارد با طول‌های ‏مساوی، و پرده‌بندی آن‌ها با خرک‌هایی تنظیم می‌شود که از استخوان کشکک زانوی گوزن ‏قطبی‌ست و زیر هر تار یکی از آن‌ها را می‌توان جابه‌جا کرد. برای نواختن آن، تارها را با انگشتان دو ‏دست می‌نوازند. به گمانی این ساز کپی زمختی‌ست از گوسلی ‏gusli‏ روسی، که البته شکل ‏به‌کلی متفاوتی دارد.‏

گونه‌های دیگر سازهای زهی نیز برای همراهی روایات منظوم و اشکال دیگر سروده‌ها رواج دارند. ‏معروف‌ترین سازهای ملی ترکان دومرا ‏domra‏ و قوبوز ‏kobuɀ‏ هستند که در مناطق مختلف به نام‌ها ‏و اشکال گوناگون دیده می‌شوند. این دو ساز به درجات گوناگون به گونه‌هایی از ویولون و عود ‏شباهت دارند. در میان ترکمنان سازی به‌نام دوتار ‏dutar‏ رواج دارد که دو رشته تار دارد و چیزی‌ست ‏شبیه به گیتار و بی‌گمان از سرچشمه‌ی ایرانی. ولی‌خانوف نیز سازی شبیه به بالالایکا [ساز ‏روسی] در میان قیرغیزها دیده‌است(3) که گمان می‌رود دومرای تغییر شکل یافته‌ای بوده‌است. ‏وربیتسکی نیز به ساز مشابهی اشاره کرده که شمن‌های آلتای آن را در کنار طبل می‌نوازند،(4) و نیز ‏ساز دیگری شبیه زنبورک که یاکوت‌ها هر از گاهی می‌نوازند.‏(5)

سازی که قوبوز نام دارد برای همراهی با خواندن سروده‌ها بسیار به‌کار می‌رود.‏(6) له‌وچین چگونگی ‏کاربرد این ساز را در میان قازاخ‌ها شرح داده‌است. او آن را شبیه به گونه‌ای ویولون توصیف کرده که ‏روی کاسه‌اش باز است، مقعر است و اغلب سه تار ضخیم از موی اسب دارد. آن را در میان زانوان ‏می‌گیرند و با کمانی کوتاه می‌نوازند.‏(7) در میان اینان قوبوز یکی از مهم‌ترین ابزارهای باکشا‌هاست ‏baksha‏ که او خود نقش غیب‌گو، پیش‌گو، و پیشوای دینی را در میان مسلمانان استپ غربی بازی ‏می‌کند (شرح بیشتر در بخش‌های بعدی). وربیتسکی همچنین در جایی از قابیس ‏kabys‏ یا قوموس ‏komus‏ (قوبوز) به عنوان سازی با دو تار یاد می‌کند و می‌گوید که مردم آلتای آن را برای همراهی با ‏خواندن قصه‌های قهرمانی‌شان به‌کار می‌برند، اما در جایی دیگر می‌گوید که قوموس سازی ‏زهی‌ست شبیه به بالالایکای روسی که در میان قبایل آلتای "تنها شمن‌ها آن را می‌نوازند".‏(8) گفته ‏می‌شود که قبایل سویوت نام قوموس را برای زنبورک به‌کار می‌برند، و یاکوت‌ها نیز آن را هوموس ‏homus‏ می‌نامند،(9) و حال آن‌که قیرغیزها به طبل شمن‌ها قوبوز می‌گویند.‏(10)

زنبورک و نی یا فلوت نیز طرفداران بسیاری دارند. البته این سازها قابلیت‌های زیادی برای همراهی با ‏خواندن سروده‌ها ندارند، اما گویا هر دو را در مواردی در نمایش‌های طالع‌بینان و به‌ویژه هنگام احضار ‏ارواح می‌نوازند. طبل یا دایره‌زنگی نیز کم‌وبیش در همه‌ی جاهایی که شمن‌ها هنوز یافت می‌شوند ‏کاربردی گسترده دارد. با این همه، به‌طور کلی سازهای زهی برای همراهی روایات منظورم به‌کار ‏می‌روند، و طبل و دایره‌زنگی و شاید در برخی موارد نیز نی(11) و زنبورک(12) در نمایش‌های شمنی ‏نواخته می‌شوند.‏



پایان فصل نخست (پیش‌گفتار)‏
________________________________
1 ‎ - Czaplicka, My Siberian Year, p. 237.‎
2 ‏- طول آن نزدیک یک متر، عرضش 20 سانتی‌متر، و بلندیش 15 سانتی‌متر است.‏
3 ‎ - Michell, The Rusians in Central Asia, p. 81.‎
4 ‎ - Czaplicka, Aboriginal Siberia, p. 216.‎
5 ‏- پیشین.‏
6 ‎ - Radlov, Aus Sibirien I, 504.‎
7 ‎ - Levchin, Descriptions des Hordes et des Steppes, p. 383.‎
8 ‎ - Czapliska, Aboriginal Siberia, p. 216.‎
9 ‎ ‎‏- پیشین.‏
10 ‎ ‎‏- پیشین.‏
11 ‎ ‎‏- شواهد موجود برای کاربرد نی در موسیقی، به‌طور عمده در متن‌های ادبی یافت می‌شود. نگاه کنید به ‏Proben I, 202; II, 268, 440 ff.; ‎III, 145 f.‎
12 ‎ ‎‏- در میان اوریانخای‌ها و بوریات‌های ایرکوتسک، که البته این دومی‌ها مغول هستند، زنبورک را خور ‏khur‏ می‌نامند و گویا تنها شمن‌ها آن ‏را می‌نوازند. نگاه کنید به ‏Czaplicka, Aboriginal Siberia, p. 216.‎‏ به‌نظر می‌رسد که خانم چاپلیسکا در این‌جا اوریانخای‌ها و سویوت‌ها را ‏از هم جدا کرده‌است، اما در جایی دیگر (‏The Turks of Central Asia, p. 59‎‏) می‌گوید که گاه اوریانخای‌ها را سویوت می‌نامند.‏

No comments: