بازداشت‌های غیر قانونی را پایان دهید!‏

همه‌ی زندانیان سیاسی را آزاد کنید!‏

-----------------------------------------------------

24 July 2011

جمعه‌ی سیاه نروژ

«اگر یک نفر به‌تنهایی می‌تواند این همه نفرت از دل بیرون بریزد، چه فراوان عشق ما با هم و به پای هم می‌توانیم ‏بریزیم.»‏

یک دیوانه‌ی راست‌گرای افراطی "ضد چپ" و "اسلام‌هراس" نروژی جمعه‌ی گذشته را با بمب‌گذاری در اسلو و به ‏رگبار گلوله بستن افراد در اردوگاه جوانان حزب کارگر (سوسیال دموکرات) نروژ، به سیاه‌ترین روز تاریخ نروژ پس از جنگ ‏جهانی دوم تبدیل کرد. او جایی گفته‌است که می‌خواست در کار سربازگیری حزب کارگر خرابکاری کند.‏

جمله‌ی بالا را خانم استینه رناته هوهیم ‏Stine Renate Håheim‏ عضو حزب کارگر و نماینده مجلس نروژ، که خود ‏از رگبار مرگ جان به‌در برده، در مصاحبه با سی‌ان‌ان و در پاسخ به این پرسش که در برابر این‌چنین نفرت‌پراکنی ‏چه باید کرد، بر زبان آورد (در پایان مصاحبه‌ی زیر، به انگلیسی).‏

اما اگر سوئدی می‌دانید، وبلاگ، توئیتر، و فیس‌بوک علی اثباتی‏، سخنگوی پیشین سازمان جوانان حزب چپ ‏سوئد را دنبال کنید (شرح حال او به انگلیسی در ویکی‌پدیا). او نیز برای سخنرانی به آن اردوگاه دعوت شده‌بود و توانست با انداختن خود به آب جان به‌در ‏برد. مصاحبه‌هایی با او به سوئدی و انگلیسی در این نشانی‌ها نیز یافت می‌شود: 1 (به سوئدی)، 2 (به ‏سوئدی)، 3 (به انگلیسی)، 4 (به انگلیسی، نقل قول)‏، 5 (به سوئدی).
همچنین در کانال ‏Democracy Now‏ بشنوید و بخوانید مصاحبه با او را (به انگلیسی).‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

10 July 2011

بازهم عنایت‌الله رضا

تازه‌ترین شماره‌ی نگاه نو دو هفته پیش به‌دستم رسید. در این شماره دو نامه در واکنش به نامه‌ی من درج شده ‏که در شماره‌ی پیشین چاپ شده‌بود. در آن نامه من اعتراض داشتم که چرا عنایت‌الله رضا را که با "اداره‌ی ‏نگارش" شاهنشاهی به عنوان سرممیز همکاری می‌کرد و به‌ویژه از انتشار کتاب‌ها و نشریات آذربایجانی ‏جلوگیری می‌کرد، "الگوی آزادگی" نامیده‌اند. اکنون فهرست مطالب شماره‌ی 89 نگاه نو و آن دو نامه را در این ‏نشانی ببینید.‏

وبگاه مجله‌ی نگاه نو.‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏

03 July 2011

عشق است درمان درد!‏

این صدای سوگوار و تیره‌ی زنان خواننده‌ی یونانی! چندی پیش از ملینا مرکوری نام بردم و درباره‌ی صدای ماریا ‏فارانتوری نوشتم. اکنون کشف تازه‌ام دیمیترا گالانی‌ست ‏Dimitra Galani‏. در صدای او اوج اعتماد به نفس و ‏مهارت خوانندگی را می‌شنوم؛ خوانندگی در آن پایه‌ای که خواننده بی اندیشیدن به فن خواندن، درد دلش را ‏فریاد می‌زند.‏

هیچ یونانی نمی‌دانم و پیش‌تر هم نوشته‌ام که صدای خوانندگان اغلب برایم همچون سازی‌ست در کنار دیگر ‏سازها. اما اگر می‌خواهید بدانید دیمیترا چه می‌گوید، در وبگاه یوتیوب کسی ترجمه‌ی انگلیسی آن را ‏نوشته‌است. این البته یک رمیکس از آهنگ قدیمی دیمیتراست. اجرای اصلی نیز زیباست، اما من این رمیکس را ‏بیشتر دوست دارم برای آن زخمه‌های گیتار باس، که مرا به یاد دیگر آهنگ مورد علاقه‌ام ‏Rhytm is a dancer‏ ‏می‌اندازد.‏

این رمیکس در سی‌دی دوم تازه‌ترین آلبوم بودا بار ‏Buddha Bar‏ (شماره 13) گنجانده شده‌است و آهنگ‌های ‏زیبای دیگری نیز در این آلبوم هست، مانند همه‌ی آلبوم‌های بودا بار.‏



وبگاه رسمی دیمیترا گالانی.‏
اجرای اصلی عشق است درمان درد، و این‌جا.‏
با سپاس از م. برای بودا بار.‏

سخن از باس بود و درد دل: دلم لک زده برای یک باس تنهای خیلی خیلی باس که آوازی آرام به درد دل با خود ‏بخواند، به هر زبانی و به هر سبکی! دیمیتری شوستاکوویچ یکی از آهنگسازانی‌ست که باس تنها را در چندین ‏اثر خود به‌کار برده‌است (سنفونی‌های سیزدهم و چهاردهم، اعدام استپان رازین، و برخی کارهای دیگر) از آن ‏میان شاید "اعدام استپان رازین" نزدیک به چیزی‌ست که دلم می‌خواهد، اما درست همان نیست! اگر چیزی ‏یافتید، خبرم کنید.‏

پی‌نوشت: دوستی خبر داد که پیوندی که به آواز دیمیترا گالانی داده‌ام در آلمان مسدود است زیرا دولت آلمان پول لازم را به اتحادیه‌ی هنرمندان نپرداخته‌است. پیوند جایگزینی نیافتیم. دوستان ساکن آلمان ‏گویا راهی ندارند جز آن که آلبوم شماره 13 بودا بار را تهیه کنند!‏

Read More...دنباله (کلیک کنید)‏